خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





رویایی به شیرینی بودن

    دوست وفادار و عزیز و مهربان، گرامی تر از جان

    خوب می دانی که مدتی است نوشتن دیگر به آسانی گذشته نیست. هر چند که در گذشته نیز آسان نبود، اما دل مشغولی های پیاپی که هنوز ثمری جز دور افتادن از دل خوشی های گاه به گاه نداشته اند، مانعی استوار شدند برای گذاشتن چند خطی به یادگار. در روزهای سخت و لبریز از دشواری که نوشتن و تدریس و خانواده و بیماری و تلاش برای تحصیل دوباره و هزار هزار درهم پیچیدگی فکری دیگر، طاقت را طاق کرده بود و کارد به استخوان رسانیده بود، بیماری و مرگ پدر، اندوه سختی بود که تلخیش را این بار نیز کوچک ترین فرزند، بیشتر و سنگین تر از همه دریافت و البته که باز هم هیچکس ندانست که درد این فراق زود هنگام، چرا برای این غریبۀ تنها، این قدر آزار دهنده بود. داستان این حسرت، نه فقط بازگشت خود خواسته به خاطرات گذشته و افسوس بر فرصت های از دست رفتۀ با هم بودن و خوب بودن بود؛ بلکه احساسی بود از عمق ناخودآگاه که تا مرز بیگانگی با همۀ اندوه های عالم می بردت و ناکام و تشنه بازت می گرداند تا بغضی فرو خورده همواره در پی فرصتی باشد برای گشوده شدن و مجالی یابد برای سرازیر گشتن.

    چهل روز بیشتر نگذشته بود که تمام تنهایی های عالم بر سرم ریخت و آن روز کجا بودی که ببینی چگونه شکستم؟ دست که بر سنگ سرد و کوچک و خاک گرفتۀ خانۀ تازۀ پدر گذاشتم، آن قدر بلند زار زدم و آن قدر شانه هایم لرزید که دخترک ماتم گرفت و گفت: بابا گریه نکن، چشم هایت مروارید می آورد! و البته از اسم آب مروارید، این قسمتش را به خاطر سپرده بود! و باز هم نه دخترکم و نه هیچکس دیگر نمی دانست که چه قدر دلم برای خودم تنگ شده است! که برای خودم گریه می کنم، که خستگی هایی را که نمی شد فریاد کرد، از چشم هایم بیرون می ریزم........

    می بینی چه حکایت در هم پیچیده ایست؟ گذشته ای که باید کنار بگذاری، به امروزت پیوند خورده و پیوسته تو را در فاصله ای به مسافت میان ازل تا ابد با خود می برد و می کشاند و تو که چاره ای جز تسلیم نداری، دل خوش می کنی به حس شیرین ادراکی غریب از دیدن خنده های مستانۀ دخترکانی سرخوش در باغی سرشار از طراوت و پاکی و جوانی که تو را به بزم عاشقانۀ خود می خوانند و تو..... عاجز از برداشتن قدمی یا دمی نفس کشیدن در هوای بی دغدغۀ خنک مصفای خانۀ رویایی شان، نگاه     می کنی و حسرت می خوری از درد بودنی که همچون شکنجه ای دردناک می باید تحمل کنی و بار هر لحظه اش را همچون هزار سال بر دوش بکشی و به جان بخری و تنها فرصت داشته باشی تا گاهی از خود بپرسی که......... چرا!  

    بودنت برایت معما می شود و البته که نمی خواهی در پی جواب باشی که می دانی هیچ پاسخی نه تو را قانع می کند و نه راز معمایت را می گشاید! حالا خواب نعمت بزرگیست که قدرش را بیشتر می دانی!

    خواب به تو مجال گریه می دهد و در پی اشک های بی امانت، دست عزیزی را بر شانه هایت می گذارد تا راه یافتن گرمای دلنشینش را در سراسر وجودت احساس کنی، سر انگشت های مهربانی را تا       گونه هایت پیش می آورد، تا جاری بی قرار و داغ چشم هایت را با لبخندی ارزشمندتر از تمام گنج های افسانه ای و خیال انگیز بزداید و موجی از آرامش و قرار را در وجود خسته ات بنشاند.....

    خواب اگر خوب باشد، رضایت می بخشد و سبکبالی می آورد و اگر آن گونه که تو گمان داری بد باشد.... خواب است و چشم هایت را که می گشایی با خودت تکرار می کنی: چه خوب که خواب بود!

    خواب تو را به دنیای رویاها می برد و نه، رویاها را به دنیای تو می آورد و چه فرقی می کند؟ مهم این است که تو را به دنیایی که در تخیلات بیداری به آن سرک می کشی نزدیک می کند. دیگر هیچ چیز مهم نیست، مهم این است که حس خوبی داری، که از چیزی که نمی خواهی باشد دور می شوی و به آن چه می خواهی باشد نزدیک می گردی، بودنش را می فهمی، حس می کنی، پر و لبریز می شوی از بودن های خوب، از آغوش های گرم و صمیمی، از لمس رویایی که می خواهی باشد و انگار که هست و از فراموشی کابوسی که نمی خواهی و نیست که نیست و گاه می مانی که آیا حق انتخاب داری تا کابوسی که انگار هست را یکسره کنار بگذاری و رویایی که گویی نیست را در ذره ذرۀ وجودت جاری کنی؟! می بینی چه تضاد شگفت آوری است؟! و مگر ما را جز از تضاد از چیز دیگری آفریده اند؟ 

    بیدار شو ...... بیدار شو..... امروز یکشنبه است، اینجا یکشنبه ها روز تعطیل است! دلت هوای جمعه ها را دارد؟ بگذار تا این نیز تضاد دیگری باشد که با خود داری!


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خواب ,خواهی ,هایت ,گذشته ,تضاد ,داری ,خواهی باشد ,برای خودم ,
    رویایی به شیرینی بودن

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده